معنی و ریشه ضرب المثل گوش خواباندن چیست؟

معنی و ریشه ضرب المثل گوش خواباندن
معنی و ریشه ضرب المثل گوش خواباندن

ضرب المثل ” گوش خواباندن “ کنایه از صبر کردن و منتظر فرصت مناسب شدن برای ضربه و یا صدمه زدن به دشمن و یا رقیب است، هم چنین این ضرب المثل معنی کمین کردن را نیز می دهد.

برای مثال می گوییم مدتی گوش خواباندم تا ببینم کی پول دستش می آید تا طلبم را از او بگیرم، کاملا مشخص است که معنی گوش خواباندن در این جمله صبر کردن می باشد و منظور گوینده این است که مدتی صبر کرده فرصت مناسبی نصیب اش شود تا بتواند طلب اش را باز پس گیرد.

جالب است به ظاهر نمی توان رابطه معنا داری بین گوش خواباندن و معنی آن یعنی منتظر فرصت شدن پیدا کرد به همین دلیل باید به ریشه این ضرب المثل رجوع کرد.

ریشه و داستان ضرب المثل

اولین ریشه ی ذکر شده برای ضرب المثل ” گوش خواباندن” بر گرفته از رفتار چهار پایانی نظیر اسب و خر می باشد.

زمانی که اسب یا خر زیر بار نرود و یا نخواهد به صاحبش سواری ندهد و هم چنین مواقعی که حس کند مورد تهدید قرار گرفته مانند زمانی که شخصی ظرف جو و یا علف او را از جلو آن ها بر دارد این حیوانات گوش ها را به عقب می خواباندند که حالتی از خشم آن ها را نشان می دهد در این زمان اگر کسی به آن ها نزدیک شود با ضربات وحشیانه لگد و دندان حیوان مواجه خواهد شد.

حکایت دوم

در زمان های قدیم که سلاح های جنگی امروزی اختراع نشده بودند مردم هنگام جنگ سوار بر اسب با لوازمی مانند نیزه، شمشیر، تیر و کمان، دشنه، خنجر، کارد و کمند و فلاخن به نبرد با سپاهیان دشمن می پرداختند و زمانی که افراد یکی از طرفین شکست می خوردند راه فرار در پیش گرفته و سعی می کردند خود را نجات دهند، سپاه پیروز نیز تا مسافتی به تعقیب آن ها پرداخته و اسباب و لوازم شان را به غنیمت می بردند.

از طرفی شبیخون زدن و اتخاذ تدابیر امنیتی و حیله های جنگی از راه حل هایی بود که طرفین برای پیروزی در جنگ از آن ها استفاده می کردند بدین ترتیب هر یک از آن ها که مغز های متفکر و فرماندهی لایق و کار آزموده داشته اند با استفاده از آن ها تدابیر و حیله ها را بر سپاه دشمن پیاده کرده و از این طریق آن ها را شکست می دادند.

یکی از تدابیر امنیتی همین “گوش خواباندن ” بود که به شرح زیر از آن استفاده می کردند.

در جنگ ها و کارزار های قدیم فرمانده سپاهیان باید حواسش را جمع می کرد تا توسط دشمن غافلگیر نشود این مراقبت شب هنگام که تمام سربازان و افراد در خواب بودند بیش تر بود.

برای اطمینان از امنیت سربازان و جلوگیری از شبیخون دشمن اشخاص تیز هوش و تیز گوشی انتخاب می شدند تا مسئولیت مراقبت از سپاه را به عهده داشته باشند.

این افراد در مسیر جاده دشمن روی زمین دراز می کشیدند و گوش های شان را روی زمین چسبانده و صدا ها را گوش می کردند، قوه تشخیص و شنوایی این افراد به قدری تیز بود که اگر افراد دشمن از چند کیلومتری در حال حرکت به سوی آنان بودند صدای سم اسب ها را می شنیدند و از کیفیت و چگونگی زیر و بم صدا ها تعداد سواران دشمن و هم چنین مقدار مسافتی که از آن ها فاصله داشتند را تخمین زده و به گوش فرمانده سپاه می رساندند.

این کار تنها مختص میدان های جنگ نبود و سربازان قلعه های نظامی نیز از این افراد تیز گوش درون قلعه ها داشتند و در مواقع لزوم آن ها را به بیرون از قلعه می فرستادند تا مسیر جاده هایی که در آن احتمال حمله ی دشمن وجود داشت را بررسی کنند و در آن جا گوش بخواباندند و اطلاعات لازم درباره ی دشمنانی که به سوی قلعه می آمدند را به دست آورند، بدین ترتیب ساکنان قلعه توسط دشمنان غافلگیر نشده و مورد تعرض و محاصره ی دشمن قرار نمی گرفتند.

هم چنین در گذشته ها مقنیانی بودند که برای حفر چاه روی زمین گوش می خواباندند تا ببینند صدای جاری بودن آب در کدام قسمت از اعماق زمین به گوش می رسد بدین ترتیب بهترین مکان برای حفر چاه را مشخص می کردند و نخستین کلنگ را همان جا بر زمین می زدند.

در واقع می توان گفت امروزه رادار ها برای تشخیص هواپیما های دشمن از لحاظ تعداد و مسیر و سرعت حرکت هواپیما ها جایگزین این افراد شده و همان کار جلوگیری از تعرض و شبیخون دشمن را انجام می دهد.

دیدگاهتان را بنویسید