معنی و داستان ضرب المثل از ریش به سبیل پیوند زدن

از ریش به سبیل پیوند می کند
ضرب المثل از ریش به سبیل پیوند می کند

ضرب المثل “از ریش به سبیل پیوند زدن” کنایه از کار های عبث و بیهوده ای است که هیچ منفعتی برای انسان ندارد.

گاهی به جای استفاده درست از زمان و توانایی هایی که داریم تمام وقت خود را صرف کار هایی می کنیم که نه تنها منفعتی برای مان ندارد حتی ممکن است ضرری هم متوجه ما کند مانند وقتی که شخصی از ریش قیچی کرده و به سبیل پیوند دهد.

ضروری است به خود یاد آوری کنیم که عمر انسان و فرصتی که خداوند برای زندگی به انسان بخشیده است بسیار گران بهاست پس بایستی از آن به نحو احسن استفاده کنیم و به جای پرداختن به کار های بیهوده قدم مثبتی برای زندگی خود و دیگران بر داریم.

ریشه و داستان ضرب المثل

کامران میرزا نایب السلطنه یکی از فرزندان ناصرالدین شاه بود که بسیار مورد توجه و محبت پدر قرار می گرفت، توجه شاه به کامران میرزا در حدی بود که هنگام خروج ناصرالدین شاه از شهر تهران یا مسافرت به خارج از کشور سمت نیابت سلطنت را به کامران میرزا واگذار می کرد به همین دلیل لقب نایب السلطنه به او داده بودند.

کامران میرزا در زمان حیات ناصرالدین شاه مدت طولانی حاکم شهر تهران بود به همین دلیل تعدادی نایب برای خود انتخاب کرده بود تا مسئول اجرای قانون در شهر باشند، نایب ها نیز برای جلب نظر کامران میرزا هر کدام خود را به شکل و قیافه خاصی در آورده بودند تا مردم را به وحشت انداخته و مجبور به اطاعت از قوانین کنند.

یکی از نایب ها شخصی به نام نایب غلام بود که او را نایب عنتری نیز صدا می کردند چون مدتی میمون داشت.

نایب غلام هیکل بسیار درشت، ریش مشکی و سبیل پر پشتی داشت و به خاطر شکل و قیافه اش بیش تر از دیگران جلب توجه می کرد اما از بخت بد او یک نقص بزرگ داشت نایب غلام فقط یک تای سبیل بیشتر داشت و همیشه هم به خاطر این مشکل دچار رنج و عذاب بود.

در یکی از روز ها کامران میرزا در حال عبور از صف های نایب های دار الحکومه بود که چشم اش به سبیل نایب غلام افتاد و خنده اش گرفت و گفت: نایب غلام، آن طرف سبیلت کجاست؟

همه از این جمله ی کامران میرزا خنده شان گرفت نایب غلام هم کمی سرخ شد و از خجالت سرش را پایین انداخت تا از نگاه و تمسخر دیگران در امان باشد.

زمانی که کامران میرزا از آن جا دور شد بلافاصله نایب غلام جمع را ترک کرد و خود را به آرایشگاهی رساند که صاحب آن آشنایی قبلی با او داشت و با تهدید از او خواست یک طرف سبیلش را فورا پر کند.

صاحب آرایشگاه هر چه توضیح داد و التماس کرد که این کار در زمان کم ممکن نیست و حداقل چند روزی زمان می برد تا او سبیل مناسبی پیدا کند که با آن طرف سبیلش جور باشد، نایب غلام نپذیرفت و اسلحه اش را بیرون کشید و روی خواسته خود پا فشاری کرد.

آرایشگر بیچاره از دیدن اسلحه ترسید و به گریه افتاد زیرا کارش ریش تراشی بود و تا به حال ریش و سبیل نچسبانده بود، نایب غلام کمی فکر کرد و گفت: مقداری از ریش مرا قیچی کن و به سبیلم بچسبان.

آرایشگر با ترس قیچی را گرفت اما دستش می لرزید و نمی توانست کار کند، نایب غلام که تحمل نداشت و عصبانی شده بود قیچی را با عصبانیت از دست آرایشگر گرفت و جلوی آینه رفت و مقدار زیادی از ریش خود را قیچی کرد و سپس به دست آرایشگر داد، او هم برای خلاص شدن از دست نایب غلام با عجله موها را به یک طرف سبیل او چسباند.

نایب غلام با خوشحالی به طرف دار الحکومه راه افتاد تا دوباره در صف نایب ها قرار گیرد اما در راه هر کسی او را می دید از شکل و قیافه ی او خنده اش می گرفت زیرا اگر چه سبیل او پیوند خورده بود اما ریشش ناقص شده بود.

کم کم کامران میرزا از راه رسید و نایب ها و حضار دار الحکومه طبق معمول هر روز به احترام او صف کشیده و نایب ها با چماق های نقره ای به حالت خبردار ایستادند.

نایب غلام که فکر می کرد ظاهر خوبی به خود گرفته بیش تر از دیگران سینه جلو داده و مشتاق بود تا کامران میرزا از سبیل های جدیدش تعریف کند.

زمانی که کامران میرزا به جایی که نایب غلام ایستاده بود، رسید از دیدن سبیل های پیوند و ریش قیچی شده او به شدت خنده اش گرفت و گفت: نایب غلام این چه ریختی است برای خودت درست کرده ای؟ آن دفعه سبیل تو یک طرفه بود حالا ریش هایت؟

میرزا احمد دلقک کامران میرزا که در آن جا حضور داشت با صدای بلند گفت: قربان، نایب غلام از ریش گرفته به سبیل پیوند کرده است!

صدای خنده همگان بلند شد و این ماجرا تا مدت ها نقل محافل تهران بود تا این که به مرور به صورت ضرب المثل در آمد.

دیدگاهتان را بنویسید