تربیت فرزند در اسلام – همکده

در نگاه قبلی با توجه به جایگاه و حرمتی که مدرسه داشت خانواده ها بچه های خود را به آن ها می سپردند؛ اما امروز به محض این که به بچه گفته می شود که تخلف کرده و با او می خواهند برخورد کنند خانواده می آید و مدعی معلم و مدرسه می شود و همین امر، به بچه عملاً آموزش می دهد که قدرت مدار باشد، حرف منطق و حساب را نپذیرد، و یا حتی تهاجمی برخورد کند. در واقع در کلام و حرف بسیار صحبت می شود؛ اما آن جا که باید سرمایه گذاری در عمل صورت گیرد این اتفاق نمی افتد. در مورد روابط اجتماعی هم به آن ها یاد بدهند که دیگران هم حق دارند و آن ها نسبت به جامعه مسئولیت دارند. والدین نگاه حمایتی بیمارگونه دارند و از طرفی همین والدین گاهی خشونت های خیلی عجیبی دارند و شما می بینید که حتی در مورد سبک های تربیتی قضیه یک دست نیست. هر بچه ای انسان است با قابلیت های زیاد.

با توجه به تلاش هایی که انجام می شود، روند ارزشی یک روند کاهشی است؛ یعنی بچه هایی که مثلاً دوره ی ابتدایی هستند تربیت رفتاری و اخلاقی آن ها از بچه هایی که از آن مقطع خارج می شوند بهتر است؛ یعنی بچه ها هر چه قدر بزرگ تر می شوند اخلاق شکن تر می شوند و زمانی که ما به مواجهه ی خانواده ها با مدارس نگاه می کنیم بیش تر تعجب می کنیم. در کنار حفاظت و حمایت از فرزندان و هدایت آن ها در راستای زندگی سالم و هدفمند در مراحل گوناگون زندگی، والدین باید از وظایف نظارتی خود غافل نشوند؛ چراکه همین هدایت و نظارت است که انسجام و سلامت خانواده را تضمین خواهد کرد. از این روست که در خانواده های امروزی، غالباً سبک حمایتی صرف دیده می شود و خانواده ها نقش های هدایتی و نظارتی خود را کم تر ایفا می کنند.

ما باید این فرهنگ و بعضی سنت های آن را دوباره زنده کنیم. و خداوند همه اسماء (حقایق و اسرار هستی) را به آدم آموخت آنگاه حقایق آن اسماء را در نظر فرشتگان پدید آورد و فرموداگر شما در دعوی خود صادقید اسماء اینان را بیان کنید. فکر می کنید این مسئله چه پیامدهایی می تواند داشته باشد؟ فکر می کنید یک الگوی درست تربیتی چه ویژگی هایی دارد و این که خانواده ها چه گونه باید متوجه درستی روشی که انتخاب کرده اند شوند؟ ما از یک سو بچه هایی می خواهیم که سلامت باشند، ارزشی باشند؛ اما از آن طرف روش هایی به کار می گیریم که واقعاً ما را به این نتیجه نمی رساند. در غیر این صورت، فرزند آن ها رها شده است؛ حتی اگر در خانه ی آن ها زندگی کند. با توجه به اینکه اسلام تمامی ضعفها و کاستیهای روحی و روانی، حتی اجتماعی و اقتصادی را ناشی از غفلت انسان از مبداء آفرینش ومعادمی داند، خداوند در قرآن کریم می فرماید:«هر کس از یاد کردن من خودداری کند، زندگی سختی خواهد داشت» لزوم توجه دادن دانش آموزان به فرایض دینی در شرایط فعلی جامعه، آشکار می شود.

با توجه به آن چه گفته شد واقعاً وظیفه ی تربیتی والدین چیست؟ به خیال خودمان داریم همان الگوی والدین را به کار می گیریم و فراموش می کنیم که ما همه جوانب تربیتی آن ها را نمی بینیم. یک بخش مهمی از پدر و مادر بودن ما به نحوه ی پدر و مادر بودن والدین خودمان برمی گردد؛ اما در عین حال، چون ما یک نسل جلوتر هستیم طبیعی است که یک سری از فاکتورها تغییر می کند. تمام این فاکتورها آرام آرام برایندشان همان مسئله ی تعارض سنت و مدرنیته و تغییر الگوهای تربیتی شد. فعالیت تربیتی از همان نخستین لحظات تولد با گفتن اذان و اقامه در گوش نوزاد آغاز میشود. برخی سن 6 سالگی، بعضی 7 سالگی و گروهی هم، هنگام تولد را بهترین نقطة آغاز میدانند. در واقع یکی از موارد تربیت جنسی این است که کودک را از زمانی که هنوز به سن بلوغ نرسیده با رعایت نکاتی در این زمینه آشنا کرد. باید برای این امر، شرایط اجتماعی موجود و سبک زندگی درست را بشناسیم و گمان نکنیم تمام ابعاد و روش های مدرن اشتباه است؛ مثلاً اندیشه ورزی یکی از ارزش های تفکر مدرن است که در خانواده ها روند کاهشی دارد و این می تواند آسیب زا باشد.

دیدگاهتان را بنویسید