تربیت فرزند درخانواده اسلامی:

گزینش نام و چگونگی آن، از چنان اهمیتی برخوردار است که در خبری آمده است: «مردی خدمت نبی مکرم اسلام (ص) آمد و از حقوق فرزندان بر پدر و مادر پرسید. وی با بیان اینکه نکته مهم دیگر در محیط خانواده نوع پوشش والدین است، گفت: مادر و پدر خیلی نباید راحت و در حالت نیمه عریان بدون رعایت حیا در خانه رفت و آمد کنند. 1. هر یک از روشهای مذکور در تعلیم و تربیت اسلامی برای هر فردی تعریف و جایگاه خاصی مییابد که خداوند متعال و پیامبر اعظم(ص) و ائمه هدی(ع) همه این روشها و راهها را در مقام بیان و عمل به ما نشان دادهاند. اما برخی از خانواده ها از این نعمت پر برکت خداوند محروم اند اما می تتوانند در صورت تمایل و داشتن شرایط لازمه فرزند پذیری، کودکی را به فرزند خواندگی می پذیرند. محمد عیسی صالحیه در مقاله «مؤدّب و الخلفاء فی العصر الاموی» روشهای تأدیب خلیفهزادگان را بررسی کرده و رفتارهای برخی از آنان را در دوران خلافت بازتاب طبیعی آن تربیت دانسته است. دراین نوع نگرش، انسان در بین آفریدههای هستی از کرامت و شرافت خاصی برخوردار است و جهان، دانشگاهی است که انسان تربیت میکند و خداوند نیز آدمی را بر طبق نیت و کوشش درستی که انجام میدهد مزد میدهد.

اوقات فراغت جوانان از اهمیت خاص و در خور توجهی برخوردار است؛ زیرا جوانان به عنوان بخش عظیمی از پویاترین گروههای اجتماعی هستند که از یک وجود سرشار از توان، انرژی و امید برخوردارند و از سوی دیگر دارای خواستها، تمایلات، احساسات و عواطف گوناگون هستند. با بررسی منابع، دانسته میشود که معمولاً مربی و مؤدب بر خلاف معلم یا مکتّب، نزد فرمانروایان از قدر و منزلت ویژهای برخوردار بوده است. سیره پیامبر اسلام- صلی الله علیه و آله و سلم – و علی-علیه السلام- در نامگذاری فرزندانشان ـ به خصوص امام حسن و امام حسین-علیهما السلام- بیانگر اهمیت این موضوع است. شاید از همین رو بود که عامری در بخش «تأدیب» کتاب خود، السعاده و الاءسعاد، درباره اینکه مربی، کودک را به کارهایی وا دارد که منتهی به ایجاد شرایط بهتری برای کودک میشود، سخن گفته است. عامری، محمد بن یوسف، السعاده و الاسعاد فی السیره الانسانیه، ج۱، ص۳۵۰، چاپ مجتبی مینوی، تهران ۱۳۳۶ ش.

غنیمه، محمد عبدالرحیم، تاریخ دانشگاههای بزرگ اسلامی، ج۱، ص۲۱۵، ترجمه نوراللّه کسائی، تهران ۱۳۷۲ ش. احمد، منیرالدین، نهاد آموزش اسلامی، ج۱، ص۶۲ـ۶۳، ترجمه محمدحسین ساکت، مشهد ۱۳۶۸ ش. اساس آموزش کودکان، تعلیم قرآن و نوشتن بود. در مغرب، در کتّاب به آموزش قرآن اکتفا میشد و در کنار آن کتابت و اختلاف قرائتها نیز باز گفته میشد اما در اندلس آموختن قرآن را با هدفِ آموزش خواندن و نوشتن هم پی میگرفتند و بر خلاف مغرب، شعر و قواعد زبان عربی و خوشنویسی را نیز میآموختند. در این منابع معلمان در کنار دوزندگان و بافندگان، از احمقان به شمار آمدهاند. این نیاز در سال های اول زندگی و دوره کودکی بسیار شدید و پاسخ گفتن بدان از ضروریات است. تشویق و تنبیه از جهاتی مانند ایجاد بیم و امید و بشارت و انذار یک روش تربیتی است؛ اما تفاوت های ظریف و لطیفی میان این شیوه ها و روشها وجود دارد.

پیامبر (ص) میفرمایند: «اکرِمُوا أولادَکُم و أحسِنوا آدابَهُم یُغفَرلَکُم؛ (1) فرزند خود را گرامی بدارید و آنان را خوب تربیت کنید تا آمرزیده شوید.» برای رسیدن به این هدف، خود والدین باید اهل تحقیق و مطالعه باشند تا بر اساس تحقیق و بررسیهای که به دست آوردهاند، آنچه را که میخواهند به فرزندشان بیاموزند، درستی آن را باور داشته باشند. طبیعى است تربیت و هدایت فرزندى که شیطان در ایجاد او دخالت دارد، مشکلتر خواهد بود؛ چنانکه تربیت کسى که از راه حرام به دنیا آمده باشد، دشوارتر است. البته گاهی پیامبر(ص) ابتدا خود پرسش میکرد و گاه زمینه را طوری فراهم مینمود که مخاطب در ذهنش سؤال ایجاد شود و با توجه به اینکه آن سؤال محصول ذهن مخاطب بود، جواب پیامبر(ص) چنان برای او قابلتفهیم بود که بهتر از آن امکان نداشت. روایات دیگری، ما را به همه سونگری و توجه به جنبههای گوناگون همسرگزینی دعوت میکند. در دوران جنگ جوانان 19- 20 ساله یک لشگر را رهبری میکردنند و در عملیات شرکت میکردند حالا ببینید جوان 19 ساله ما چقدر مرد شده؟ در مقابل، آموزگاران مکتبها وضع متفاوتی داشتند؛ آنان وضع مالی خوبی نداشتند و حتی، به شهادت متون تاریخی و ادبی، ریشخند شده و گاهی نام آنان در شمار افراد کودن آورده شده است.

دیدگاهتان را بنویسید