بررسی مقایسه ای تربیت و فرزند پروری از دیدگاه روانشناسی و اسلام

راهنمای پدران ومادران،ج2 ،ص 21 27 . رفتار وگفتار درست یا نادرست پدران ومادران وچگونگی تربیت آنان در خانواده، به منزله بذرهایی است که در ضمیر کودک افشانده می شود، تدریجاً پرورش می یابند ورشد می کنند ودر دوران بلوغ وجوانی، به رشد نهایی خود می رسند وبار می دهند. خوب است بدانید بلوغ زودرس از پیامدهای مخرب و درازمدتی است که موجب از هم گسیختگی خانواده ها و ناتوانی در برقراری ارتباط جنسی سالم می شود. وبه پرسشهایی که درمورد دین دارد،پاسخ درست داد.دراین مرحله باید تکالیف و وظایف مربوط به سن بلوغ را به آنها آموزش داد. چنانچه بیان کردیم مهمترین عامل تداوم و ماندگاری روحیه دین داری در کودکان خود والدین هستند. 5.2. امّا در هفت سال دوّم چون فرزند، خود را عبد و والدینِ خود را مولای خود میداند و باید عملاً و نظراً تابع و مطیع آنها باشد، چنانچه از وظایف خود تخلف نماید، مستحق تنبیه و کیفر است و تحمل برخورد قاطع و صریح را نیز دارد. اسلام اطاعت از والدین را بسیار نیکو میداند . با توجه به اهمیت فرزند پروری و تاثیرآن بر سعادت و پیشرفت جامعه، دراین مقاله سعی بر آن است تا با روش توصیفی – تحلیل و کتابخانه ای، شیوه فرزند پروری در روانشناسی مورد بررسی قرار گرفته و با فرزند پروری در اسلام به عنوان کامل ترین دین آسمانی مقایسه صورت گیرد.

اسلام وتعلیم وتربیت ،ج 1 ،ص 264 26 . خسروباقری ،چیستی تربیت دینی ،ص 7 14 . در این رابطه، روایات فراوانی در متون دینی آمده که به نمونهای از آنها اشاره میشود. از این رو امام(ع) به فرزند خویش می فرماید: من تربیت تو رادر این دوران آغاز کردم تا تو مجبور نباشی دست به تجربه بزنی و رنج و زحمت تجربه مجدد را متحمل شوی. عده ای آغاز تربیت را قبل ازتولد وگروهی اززمان تولد می دانند. بنابراین به طور کلی و با توجه به روایات ازدیاد نسل و همچنین روایات صله ارحام و اینکه صله رحم خود یک موضوع مهم و قابل توجه است و یکی از نتایج آن بحث حمایت عاطفی و حتی اقتصادی از خویشاوندان است، علاوه بر اینکه در روایات افزایش فرزند موضوعیت دارد و مطلوب است، ملازمه ای بین افزایش کمیت با کاهش کیفیت تربیت و کیفیت زندگی وجود ندارد، چرا که می توان رشد کمی و کیفی را با هم داشت. سخن اصلی در این کلام، آن است که تفکر زمینهساز عبرت است و عبرت، زمینه بصیرت را فراهم میآورد. » فطرت یعنی حالت ونوع خاصی ازآفرینش ،یعنی انسان به نوع خاصی ازسرشت وطبیعت آفریده شده است که برای پذیرش این آمادگی دارد واگربه حال طبیعی خود رها شود ،همان را ه را انتخاب می کند؛ مگراینکه ،عوامل خارجی اورا ازراهش منحرف کنند.(32) بنابراین والدین باید نهایت بهره را ازاین خصوصیت کودک،درجهت تربیت ،ببرند.

زیرا کودکان دارای استعدادهای فراوانند ودرعین حال چون ازتربیت مستقیم وتأثیرآموزشهای محیطی،خالی اند،بهتروراحت ترمی توان آنها را تربیت کرد.(22) تربیت دینی که ازمهم ترین ابعاد تربیت است،برای کودک امری ضروری ولازم می باشد واین ضرورت لااقل ازدودید فردی واجتماعی،قابل رسیدگی است. اگر کودک انجام امور دینی را به طور مرتب و مستمر در خانه شاهد باشد در سنین بالاتر برای اجرای آنها مسائل کمتری خواهد داشت. از همین رو یکی از دلایل لذت نبردن از زندگی، عدم پایبندی به مسائل دینی و معنوی و در یک کلام اخلاقی است. ژان ژاک می گوید: «تربیت اززمان تولد آدمی،شروع می شود ؛فرزندانسان قبل ازسخن گفتن وشنیدن، به یادگرفتن مشغول است».(25) یکی ازروانشناسان می نویسد: «ازحکیمی پرسیدند: ازچه زمانی تربیت را باید آغازکرد؟ درپاسخ گفت : ازبیست سال قبل ازتولد!واگربه نتیجة لازم نرسیدید ،معلوم می شود که باید زودترازآن شروع می شده است».(26) زمینه های تربیت دینی در کودکان خداوند دروجود کودکان زمینه های پذیرش تربیت دینی را قرارداده است که به چند مورد اشاره می شود. شیوه تشویق و تنبیه از اهم مسائل در حیطه تربیت فرزندان است که باید به آن توجه داشته باشیم. توصیههایی که در مسائل اخلاقی و تربیتی وجود دارد، همان نسخههای زندگی است. جنبه های فطری، کودک را وامی دارد که مسائل را دریابد،حقایق مذهبی را دوست بداردوبه نیک وبد امورآنچنان که باید،پایبند گردد.

این پرسشها ،نشانة علاقه مندی او به مستدل کردن اطلاعات مذهبی است وبرای مربی به عنوان نقطة مثبتی شمرده می شود. کودک ،در زمینه های مختلف به سؤال می پردازد تا دامنة اطلاعات خود را وسیع ترسازد. تربیت دینی ،کنترلی برای اخلاق وضابطه ای برای رشد معنویت وآرمان گرایی است.دین می تواند،تقویت کنندة جنبة اخلاقی طفل باشد وزمینه را برای وسعت بخشیدن به اطلاعات او فراهم آورد وکودک را ازاضطرابها ووسوسه ها وسایرعوامل هلا ک کننده برهاند وآرامشی نسبی برای او ایجاد نماید. درجنبة اجتماعی نیزمذهب،عامل انس والفت است وزمینه را برای انسان دوستی واستحکام بخشیدن به روابط بوجود می آورد. اگروالدین همت نمایند وعادات ارزشمندی را درفرزندان خود بوجود آورند،درسالهای بعد نیازبه صرف نیرویا هزینة فراوان نخواهند بود.از آن جا که کودکان قدرت انعطاف پذیری بیشتری دارند ، از رفتارهای والدین تاثیر زیادی می پذیرند و با سرعت بیشتری به عادات مذهبی دست پیدامی کنند. البته باید توجه داشت که عادت دادن کودکان به این امور،باید ازروی میل وعلاقه آنها باشد تا اثرات مثبت خود را بگذارد وگرنه ممکن است باعث ایجاد اثرات منفی درکودک شود.(35) ج ) معرفت دینی درسالهای اول زندگی،کودک با آداب دینی انس می گیرد وعادات دینی دراو بوجود می آید .

دیدگاهتان را بنویسید