اصول مهم تربیت فرزند از نظر اسلام و قرآن – مسیر سبز

ارزشهای اخلاقی و خانواده برایشان مهم نیست. بدان گونه که در سایه آن فرد موفق به ایجاد رابطهی صحیح بین خود و خدا و جهان گردد، در جنبه فردی میل وصول به ارزشهای عالی، قدرت ابتکار و تصمیمگیری در او پدید آمده و زندگیاش بر اساس معیارها و ضوابط اندیشیده، مبتنی بر استقلال شخصیت، رعایت عدالت، شناخت زیبا و انتخاب احسن گردد. تربیت انسان پرورش دادن جسم و روح او است به گونه ای که به کمال شایسته خود برسد . اهم نتایج پژوهش این است که روانشناسانی مثل بالبی به تاثیر نقش مادر به بعد از تولد نوزاد اهمیت دادهاند درحالیکه اسلام، آغاز تربیت را از زمان ازدواج و انتخاب همسر دانسته و تربیت را در زمان قبل از ازدواج و بارداری و پس از تولد فرزند بهصورت جداگانه موردبررسی قرار میدهد. به حکم عقل نیز مادامی که انسان از محیط خود تاثیر پذیر است و اجزای بدن او از هم گسسته نشده، و بین فرد و جامعه ارتباط برقرار است ، باید تربیت ادامه یابد و آدمی نمی تواند .در هیچ مرحله ای خود را از آن بی نیاز بپندارد .

مشاهده تحت تاثیر قرار گرفتن افراد بزرگسال و سالخورده از عوامل محیطی و. واقعیت این است که بین آن چه که محصول تربیت ماست و آن چه که انجام می دهیم رابطه وجود دارد؛ اما از آن جا که ما نمی توانیم از روبه رو خودمان را مشاهده کنیم متوجه این ایرادها نیستیم و زمانی هم که در مورد روش تربیتی مان حرف می زنیم در واقع، تصورهای مان را مطرح می کنیم و لزوماً عمل ما مساوی با تصورهای ما نیست و حتی ممکن است خلاف آن باشد و یا ممکن است حداقل همه ی آن نباشد. نکته ای که باید به آن بسیار توجه شود این است که گرچه والدین فکر می کنند و یا در ذهن شان این طور تصور می شود که عملاً دارند با کارهایی که انجام می دهند به گونه ای درست فرزندان خود را تربیت می کنند؛ اما در واقع، کاری که انجام می دهند نتیجه اش آن چه که فکر می کنند نیست؛ یعنی بین آن چه که فکر می کنند و آن چه که عمل می کنند تفاوت وجود دارد و آن ها متوجه این تفاوت نیستند و یکی دیگر از تصورهای شان هم این است که این رویه، برخواسته از سبک زندگی آن هاست و این امر آن ها را به آن چه که مدنظرشان است می رساند؛ اما در واقع این طور نیست؛ چراکه این رابطه، رابطه ی منطقی و ضروری نیست.

تربیت در دیدگاه اسلام ایجاد زمینه رشد در جنبه های مختلف ، عقلی ، فکری ، اعتقادی اخلاقی ، عاطفی ، روانی ، فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی و ارائه راه درست ایدیشیدن، نیکو زیستن به گونه ای که آدمی را از مرحله حیوانیت به مرتبه کامل انسانی برساند، می باشد. در جنبه اجتماعی زندگیش بر کنار از هر گونه پیش داوریها و مبتنی بر اخلاق و فضایل انسانیت شود انسانی گردد که در راه جامعه بوده و برای جامعه عضو مفید و مؤثر باشد. اثر پیش گفته اثری است در ارتباط با نقش فعالیتهای فوق برنامه در آموزش و پرورش ایران و تاکید بر افزایش یادگیری و سهولت یاددهی به واسطه فعالیتهای فوق برنامه که چاپ اول را پشت سر گذراند. البته بحث و بررسی پیرامون مسائل خانواده با توجه به کارکردهای حیاتی آن و نقش تعیین کننده ای که در جامعه دارد، به خودی خود دارای اهمیت است؛ اما آن چه اهمیت موضوع را بیش تر می کند، تهدیدها و آسیب هایی است که در دهه های اخیر، نهاد خانواده را با چالش های جدی مواجه کرده و پیامدهای منفی شدیدی برای آن به دنبال داشته است که یکی از این چالش ها مقوله ی تربیت فرزندان و تغییر سبک های تربیتی فرزندان در خانواده هاست.

نکته در خور دقت این است که در اسلام برنامه تربیت فرزند از دوران قبل از ازدواج شروع می شود، یعنی از زمان انتخاب همسر هم مرد و هم زن باید برنامه ریزی داشته باشند که پدر و مادر خوب و تربیت صحیح یافته انتخاب نمایند. قدر مسلم تربیت فرزندی سالم و صالح گرچه آرمان و هدف تمام پدر و مادرهاست، شاید به جرأت بتوان گفت که دست یابی به این امر، حداقل برای والدین نسل امروز به یک دغدغه تبدیل شده است. به همین جهت، با دکتر «شهین ایروانی» استادیار فلسفه ی تعلیم و تربیت دانشگاه تهران در خصوص سبک زندگی و تغییر الگوهای تربیتی به گفت وگو نشستیم. به خصوص من این عدم بروز را زمانی می بینم که والدین دچار نوعی گنگی و گیجی هستند. بنابراین به نظر می رسد مهم ترین عامل مؤثر در این امر، تغییر سبک زندگی خانواده های ایرانی، به خصوص سبک تربیتی فرزندان است. البته نکته ی مهم دیگر این که به هر حال بچه ها صددرصد محصول کار والدین نیستند که اگر این طور بود، آن وقت نقش اختیار و اراده بی معنا می ماند. پیشتر یادآور شدیم که اگر همه وراثت ها قطعی و غیر قابل تغییر بود ، وتمام صفات ناپسند و خلقیات والدین درسرنوشت اولاد تاثیری حتمی و غیر قابل تغییر داشت، قیام انبیاء الهی و تعالیم ادیان آسمانی و کوشش مصلحان و آموزگاران تعلیم و تربیت بی فایده و لغو می بود.

دیدگاهتان را بنویسید