احادیث تربیت کودک در اسلام

مرید از آنرو باید تن به تسلیم شیخ دهد که معیار مشایخ صوفیه با معیار عالمان ظاهرگرا در باب شرایع متفاوت است (باخرزی ، ج ۲، ص ۸۹) و از آنجا که رویکرد تربیتیِ مبتنی بر کتاب و سنّت ــ که تربیت شدگان و مربّیانش ، فقیهان و محدّثان و متکلمان اند و بر اساس تحصیل و اجتهاد و تقلید تکوین یافته ــ نمی تواند آنچه را که صوفیه از دین و تربیت می خواهند تأمین کند، آنان نظام و نظریة دیگری در باب تربیت طراحی و پیشنهاد کرده اند که از آن جدا نیست اما از آن فراتر می رود و در آن به تحصیل علم از روی کتابهای مصنّفان و بحث در باب اقوال و ادله اصرار نمی شود، بلکه در آن مجاهده با نفس و زدودن صفات مذموم و بریدن از جملگی علایق و توجه کامل به خدا اصل اساسی است (غزالی ، ۱۴۱۷، ج ۳، ص ۲۱).برای دست یافتن به این دانش ، که دانشی «الهامی » است (همان ، ج ۳، ص ۲۰)، باید مرید و پیرو شیخی شد، زیرا این راه ، راهی است دشوار و پیچیده و سلوک آن بی هدایت راهنما ناممکن است به این دلیل که شیطان از راههای گوناگون درصدد راهزنی است و سالکی که بی راهنما به سیر و سلوک می پردازد مانند درختی خودروست که یا به زودی خشک می شود یا اگر بماند میوه نمی دهد (همان ، ج ۳، ص ۸۱).

مرید غیر از احراز شرایط عمومی ، نظیر توبه و زهد و تجرید و حسن عقیده و تقوا و صبر و مجاهده و شجاعت و بذل و فتوت و صدق و کسب آگاهی لازم نسبت به فرایض مورد نیاز (نجم رازی ، ص ۲۵۷ـ۲۶۵)، مهمترین وظیفه اش اعمال دقت و احتیاط تمام در گزینش شیخی است که مرید می خواهد خود را تسلیم وی سازد؛ بنابراین ، جز پس از شناخت و گزینش بهترین کس برای این مقام به صحبت هیچ شیخی نباید در آید (سهروردی ، ص ۴۱۱)، هر چند برای یافتن او ناگزیر از سفر به جاهای دور شود (ابن عربی ، ص ۲۲۳).مرید پس از دست یافتن به شیخ مطلوبش ، برای آنکه از او بیشتر بهره مند شود، باید معتقد شود که او یگانه است و جز او و شیخش موجود دیگری در عالم نیست (سهروردی ، ص ۴۱۱؛ باخرزی ، ج ۲، ص ۷۸؛ نیز رجوع کنید به عزالدین کاشانی ، ص ۲۱۹). با چنین تصوری در حق شیخ ، محبت مرید نسبت به او افزایش می یابد و به میزان افزایش محبت در میان آن دو است که احوال شیخ به مرید سرایت می کند (سهروردی ، همانجا؛ نیز رجوع کنید بهعزالدین کاشانی ، ص ۲۱۸) و مرید در مسیر تربیت قرار می گیرد.مرید برای آنکه از وجود شیخ بهرة بیشتری ببرد باید از سلامت ذهنی و جسمی و اخلاقی برخوردار باشد و ازینروست که در متون تصوف بر «زیرکی » و «تیزگوشی » مرید در مقام فهم سخن و اشارات شیخ (محمدبن منور، بخش ۱، ص ۳۱۶؛ علاءالدوله سمنانی ، ص ۲۸۶) و نشاط و جنب و جوش و پرهیز از هر نوع تنبلی (باخرزی ، ج ۲، ص ۸۹) در کنار نصیحت پذیری و راست گفتاری (محمدبن منور، همانجا) و اطاعت و ترک اعتراض و تسلیم محض در برابر شیخ (عزالدین کاشانی ، ص ۲۲۰؛ علاءالدوله سمنانی ، همانجا؛ نیز رجوع کنید به ابن عربی ، همانجا) تأکید شده است .مرید پس از تسلیم خویش به شیخ ، لازم است تمام توجهش به کلام او باشد و در محضر وی آهسته سخن بگوید و با او شوخی نکند و بداند که چه وقت سخن بگوید.

به گفتة صوفیان این نظریة تربیتی ریشه در قرآن کریم ، خاصه آیات همسفریِ خضر و موسی علیه السلام ( رجوع کنید به کهف : ۶۰ـ۸۲)، دارد. اصل و اساس هر علم را برای متعلمان با ذکر منابع بازگو کند ( رجوع کنید بهنووی ، ج ۱، ص ۳۲؛ ابن جماعه ، ص ۵۷ ـ۵۹؛ شهید ثانی ، ۱۹۷ـ ۱۹۸)، بدون دلیل متعلمی را بر متعلم دیگر ترجیح ندهد (ابن جماعه ، ص ۵۹؛ شهید ثانی ، ص ۱۹۹)، مراقب اخلاق متعلمان باشد (ابن جماعه ، ص ۶۰؛ نیز رجوع کنید به غزالی ، ۱۴۱۷، همانجا؛ شهید ثانی ، ص ۱۹۱)، در آنچه به مصلحت آنان است و نیز در مساعدت به آنان بکوشد (نووی ، ج ۱، ص ۳۱؛ ابن جماعه ، ص ۶۱؛ شهید ثانی ، ص ۱۹۶) و با آنان با فروتنی رفتار کند (نووی ، همانجا؛ ابن جماعه ، ص ۶۴؛ شهید ثانی ، ص ۱۹۲).متعلم نیز در این نظام تربیتی آداب و وظایفی دارد، بدین قرار: دل خود را از رذایل اخلاقی مثل کینه و حسد پاک سازد تا پذیرای علم گردد (غزالی ، ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۶۲؛ نووی ، ج ۱، ص ۳۵؛ ابن جماعه ، ص ۶۷؛ شهید ثانی ، ص ۲۲۴)، هدفش جلب رضای خدا و احیای دین باشد (غزالی ، ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۶۶؛ ابن جماعه ، ص ۶۸)، سنین جوانی را برای طلب علم انتخاب کند و آن را به آینده موکول نسازد (ابن جماعه ، ص ۷۰؛ شهید ثانی ، ص ۲۲۵)، در زندگی قناعت پیشه کند (نووی ، همانجا؛ ابن جماعه ، ص ۷۱؛ شهید ثانی ، ص ۲۲۶ـ۲۲۷)، خود را به کم خوردن عادت دهد (نووی ، ج ۱، ص ۳۷؛ ابن جماعه ، ص ۷۳ـ۷۴)، از خوردن چیزهایی که ذهن و حواس را تنبل و کودن می کند بپرهیزد (ابن جماعه ، ص ۷۶ـ۷۷)، تا آنجا که برای بدنش ضرر نداشته باشد از خواب خود بکاهد (ابن جماعه ، ص ۷۷؛ شهید ثانی ، ص ۲۲۹) و از معاشرتهایی که موجب اتلاف وقف می شود، بپرهیزد (ابن جماعه ، ص ۸۳؛ شهید ثانی ، همانجا).متعلم همچنین نسبت به معلم وظایفی دارد و باید آدابی را رعایت کند، از جمله در گزینش معلم به حسن خلق و اهلیّت علمی و دینی او توجه داشته باشد (نووی ، ج ۱، ص ۳۶؛ ابن جماعه ، ص ۸۵ ـ۸۷؛ شهید ثانی ، ص ۲۳۹)، از معلم خود اطاعت کند و حرمتش را پاس بدارد (غزالی ، ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۶۳؛ نووی ، همانجا؛ ابن جماعه ، ص ۸۷؛ شهید ثانی ، ص ۲۴۲)، او را تعظیم کند و برای آنکه از دانش او بیشترین بهره را ببرد، به خود تلقین کند که او بهترین معلم است ( رجوع کنید به نووی ؛ شهید ثانی ، همانجاها؛ ابن جماعه ، ص ۸۸)، از خدمات او سپاسگزاری کند (ابن جماعه ، ص ۹۰؛ شهید ثانی ، ص ۲۴۵)، کژخلقی استاد را تحمل و کارهای بظاهر نادرست وی را توجیه کند (نووی ، ج ۱، ص ۳۷؛ ابن جماعه ، ص ۹۱؛ شهید ثانی ، ص ۲۴۶)، سپاسگزار تشویقها و توبیخهای استاد باشد (ابن جماعه ، ص ۹۲ـ۹۳؛ شهید ثانی ، همانجا)، با اجازة استاد به جلسة درس وارد شود (ابن جماعه ، ص ۹۳ـ۹۴؛ شهید ثانی ، ص ۲۵۱)، با معلم مؤدب و فروتن باشد (ابن جماعه ، ص ۹۷؛ نیز رجوع کنید بهشهید ثانی ، ص ۲۵۲)، با او به نیکی سخن بگوید و مجادلة لفظی نکند ( رجوع کنید به ابن جماعه ، ص ۱۱۰؛ شهید ثانی ، ص ۲۵۴) و فقط با اجازة معلم مسائل را توضیح دهد و پرسشها را پاسخ گوید (نووی ، همانجا؛ ابن جماعه ، ص ۱۰۶؛ شهید ثانی ، ص ۲۵۶ـ۲۵۷).متعلم در درس خواندن نیز باید آدابی را رعایت کند، از جمله آنکه در شروع تحصیل قرآن بخواند و حفظ کند و تفسیر آن را فرا گیرد که اصل و اساس همة علوم است (نووی ، ج ۱، ص ۳۸؛ ابن جماعه ، ص ۱۱۲ـ۱۱۳؛ شهید ثانی ، ص ۲۶۳) و در راه پرداختن به مسائل اختلافی میان دانشمندان تلاش نکند (ابن جماعه ، ص ۱۲۱ـ۱۲۲؛ شهید ثانی ، ص ۲۶۴)، از کتابهای مختصرتر آغاز کند و بتدریج به کتابهای مفصّلتر بپردازد (غزالی ، ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۶۵؛ نووی ، ج ۱، ص ۳۹؛ ابن جماعه ، ص ۱۳۳)، با همدرسان خود در جلسة درس باادب رفتار کند (نووی ، ج ۱، ص ۳۷؛ ابن جماعه ، ص ۱۵۲؛ شهید ثانی ، ص ۲۷۰)، آنچه را نمی داند بدون هیچ حیا و شرمی ، مؤدبانه بپرسد (ابن جماعه ، ص ۱۵۶ـ۱۵۷)، در مطرح کردن پرسش ، نوبت را رعایت کند (همان ، ص ۱۵۸ـ۱۵۹)، چون نوبت خواندن درس به او رسید، با نام خدا و درود بر رسول اکرم و پناه بردن به خدا از شر شیطان شروع کند (ابن جماعه ، ص ۱۶۲؛ شهید ثانی ، ص ۲۷۴) و سرانجام اینکه دیگر متعلمان را به درس و علم تشویق کند و چیزهایی را که می داند به آنان نیز بیاموزد (ابن جماعه ، ص ۱۶۳ـ۱۶۴؛ شهید ثانی ، همانجا).رویکرد صوفیانه .

از یک سالگی، یک کودک ید تشویق شود که دعا کند، قرآن را بخواند و والدین این کار را برای بچه های کوچک انجام می دهند و منتظر می مانند مثلا هم نماز بخوانند یا دعا کنند . همان طوری که وقتی بچه به دنیا می آید غذا می خواهد و فطرتش پستان مادر را طلب می کند، نیز فطرتش ناز می خواهد، دست نوازش مادر را طلب می کند؛ پس پدر و مادران توجه داشته باشند که حتماً بچه را خودِ مادر شیر دهد، بچه را شیرخوارگاه نبرند، بچه را به مهد کودک نسپارند؛ همه والدین این را می دانند بچه یک ماهه را وقتی که نوازشش کنی، روی او بخندی، تبسم کنی، او نیز می خندد و تبسم می کند، و اگر سر او داد بزنی گریه می کند و … خوب است مادر بگوید: تو خیلی کوچک بودی و من خیلی تو را دوست داشتم و در شکم خود گذاشتم، بعد خدا تو را به دنیا آورد به تو شیر دادم تا بزرگ شدی و خدا را شکر می کنم کودکان تا همین حد راضی می شوند.

دیدگاهتان را بنویسید